X
تبلیغات
مجله اینترنتی شهر من بوکان

مجله اینترنتی شهر من بوکان
مجله اینترنتی اخبارورویدادها وهمه چیز در باره بوکان 


(برگرفته از وبلاگ جیژوان )

/ www.buokanpatogh.mihanblog.com

اختصاصی «جێژوان» پـــاتــوق بــچـه‌هـای بـــوکــان: آنقدر نوشتیم بوکان ما اینگونه است و بوکان ما آنگونه است که خودمان هم باورمان شد! در حالی که متأسفانه و البته با جرأت تمام می‌گویم: بوکان ما هیچی نیست!؟

آنقدر داد زدیم و پاسخی نشنیدیم که با تمام وجود «کشک» بودن خودمان را حس کردیم! و شاید تو ندانی چه حسی دارد این کشک بودن؟!

 

     

کشک بودن خیلی هم بد نیست!؟


وفتی مسئولان برای کار نکرده‌اشان بنر تشکر نصب می‌کنند، اما نظرات منتقدانه سایت دستگاه مطبوعشان را از انظار عموم محو می‌کنند!
وقتی کار عمرانی یک شهر یا کلانشهر بی‌ صاحب می‌شود بوستان کردن دم درِ رییس اداره بووووووووق!
وقتی خدمت به شهروندان می‌شود کامیون کامیون ماسه ریختن دم درِ خانه فلان مسئول، در حالی که همسایه‌اش زمستان پیش رویش را تا کمر در گِل، ره به سوی خانه‌اش می‌کوبد!
وقتی از رمضان این ماه میهمانی خدا؛ مسئولان ما فقط دادن میهمانی‌های آنچنانی با مرغ 6000 هزار تومانی‌اش، در فلان هتل و رستوران و تالار پذیرایی را یاد گرفته‌اند در حالی که بسیاری از شهروندان رمضان را بی‌سحری می‌گیرند و در سفره افطارشان حتی از پسماند همان سور و سات‌های فرمالیته خبری نیست!
وقتی آب در این شهر که سدش آب کل شمالغرب کشور را تأمین می‌کند اما در خود این شهر مردم روزه دار 24 ساعت را بدون آب سپری می‌کنند و هیچ مسؤلی نه خم به ابرو می‌آورد و نه پاسخگوست!
در شهری که برای اختلاس‌های میلیاردی به دنبال واژه‌هایی هستند که قُبح مسئله را کمرنگ و پاک کنند!
در شهری که به انبار غله استان مشهور است، اما انبارش را ندارد!؟
 در شهری که طرح‌های عمرانی چند ماهه به آثار باستانی تبدیل می‌شوند!
در شهری که مدیریت پسماندش از تازه شهرهای اطراف هم عقب افتاده تر است!
در شهری که مسؤلان واقعاً مسؤلش، از جذب بودجه‌های مصوبش خودداری می‌کنند!
در شهری که در میان هجده شهر استان رتبه هجدهم جذب اعتبارات مصوب دولتی  را داراست!
در شهری که ساخت یک زیر گذر و رو گذر در آن به رؤیا تبدیل می‌شود!
در شهری که هفته دولتش فقط هفته زمین خوردن کلنگ‌هاست!
در شهری که بزرگترین طرح عمرانی‌اش نصب پله‌های برقی یک طرفه پل عابر پیاده میدان فرمانداری است که اگر حتی تا پارک ساحلی را هم فِنس کشی کنند، کسی رغبت و میلی به عبور از آن ندارد!
در شهری که در کنار شیک ترین مجتمع تجارش کارگاه جوشکاری و نجاری وجود دارد و مسئولانش به واژه شهرک اصناف آلاینده آلرژی دارند!
در شهری که آثار تاریخی‌اش یک شبه به پاساژ و ... تبدیل می‌شود!
در شهری که دیگرعروس شهرها صدایش نمی‌کنند و لقبش با افتخار می‌شود شهر دست اندازها!
در شهری که بسیاری از شهروندان آن (از جمله خود من) محل ساخت بوستان جدیدش مشهور به تپه ارکان را نمی‌دانند!
در شهری که تازه‌ترین پارکش جدا سازی قسمتی از پارک ساحلی و نامگذاری آن به عنوان پارک بانوان است که با دیوار تلیسیش بیشتر به زندان ابوغریب شباهت دارد تا مثلأ پارک!
در شهری که آوازه صف‌های طولانی CNG اش به همه ایران سرایت پیدا کرده!
در شهری که تاکسی دارانش از دست قانون‌های عجیب و غریب سازمان تاکسی رانیش خانه نشین  و تاکسی‌های تقلبی‌اش از سر و کول مسافران بالا می‌روند!
در شهری که رییس اداراتش همزمان دو اداره را در دو شهرستان مختلف را اداره می‌کند!
در شهری که میزان ورودی های دانشگاه‌هایش از میزان خروجی‌هایش روز به روز کمتر می‌شود، در حالی که همه شرکت کنندگان در آمزمون سراسری امسال مجاز به انتخاب رشته هستند!
در شهری که لیسانسه‌هایش کارگری  و مسافرکشی می‌کنند!
در شهری که نماینده‌اش کارش فقط شده تذکر کتبی و شفاهی دادن به فلان وزیر!
در شهری که نشریاتش می‌شوند شیپور تبلیغات کاندیداهای متمول انتخابات و تاریخ مصرفشان با اتمام کارزار انتخابات به سر می‌رود و تا انتخاباتی دیگر «المپیکی» می‌شوند!
در شهری که بهترین کارش «دروێنه» و «ده‌سکه‌نه» است!
در شهری که کمربندی‌اش که با عبور کامیون‌های عظیم و یدک کش‌های غول پیکرش بیشتر به یک جاده عبور ماشین آلات جنگی شبیه است، از وسط شهر می‌گذرد!
در شهری که مسئولانش تاریخ افتتاح کنارگذرهای سقز و میاندوآبش را زود به زود آپدیت می‌کنند!
در شهری که مسئولانش هنوز در حال مطالعه طرح راه آهن آن هستند در حالی که صدای سوت قطار در همه شهرهای اطرافش شنیده می‌شود!
در شهری که در کشتارگاهش هنوز به روش شصت سال پیش حیوانات را ذبخ می‌کنند!
در شهری که مردمش برای مرغ خدا تومانی‌اش صف می‌کشند!
در شهری که بهشت آب کردن موتورهای مزایده‌ای و بی‌سندی است که هر روز داغ از دست دادن جوانی را به دل خانواده‌ای می‌نشاند!
در شهری که فرهیختگانش تا زمان مرگشان در بوته فراموشی هستند!
در شهری که پولدارهایش نامی‌تر از شاعران و نویسندگان و هنرمندانش است!
در شهری که همه کارهای عمرانیش در چند خیابان مرکزی شهر اجرا می‌شود و حاشیه نشینانش در گرداب فراموشی غوطه‌ور هستند!
در شهری که با وجود همه این مشکلات و ده‌ها مشکل از قلم افتاده دیگر هنوز داعیه مرکزیت استان خیالی «موکریان» را دارد!

اگر من مسئولش بودم...

بقیه‌اش را شما بنویسید! چون اگر اندکی صبر کنم سحر نزدیک است!؟
موضوعات مرتبط: مسائل و مشکلات بوکان
[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ 10:54 ] [ یک شهروند ]
  

شهردار سقز از كسب رتبه برتر كشور در دومين نمايشگاه دستاوردهاي جامع مديريت شهري توسط شهرداري سقز خبر داد .

شهردار سقز آقاي عثمان رحيمي  گفت : شهرداري سقز در بين شهرداريهاي سراسر كشور و كلانشهرهاي حاضر در نمايشگاه  از جمله تهران اصفهان ، كرج ، رشت ، تبريز ، اهواز، شيراز و مشهد  ، رتبه برتر كشوري را در دومين نمايشگاه دستاوردهاي جامع مديريت شهري كسب كرده است .

وي با اشاره به اين موضوع كه سقز  در 6 محور از 8 محور ارزيابي شده حائز  مقام برتر شده خاطر نشان كرد ؛ شهرداري سقز در زمينه هاي 1- اقتصاد شهري و فرصتهاي سرمايه گذاري 2- امور اجتماعي ، فرهنگي ، آموزشي و پژوهش شهري 3- عمران و توسعه شهري 4- حمل ونقل شهري 5- مديريت بحران و خدمات شهري 6- غرفه آرايي نمايشگاه موفق به كسب رتبه برتر كشوري شده است .

جناب آقاي عثمان رحيمي شهردار سقز با بيان اين كه نمايشگاه  دستاوردهاي شهردايهاي سراسر كشور از 21 تا 24 آبان ماه سالجاري در نمايشگاه مصلي بزرگ امام خميني(ره) تهران با  حضور بيش از 350 شهرداري و بيش از 200 شركت بخش خصوصي برگزار شد كه شهرداريها  آخرين دستاوردها و اقدامات و عملكردهاي خود را در خصوص موضوعات مختلف ارائه كردند .

ضمن عرض تبریک به شهرداری سقز و مردم خوب و فهیم شهر سقز و آرزوی موفقیتهای بیشتر برای آن عزیزان و سایر مردم شهرهای منطقه ذکر دو نکته ضروری است

1- هر موفقیت و پیشرفتی در منطقه محروم ما باعث خوشحالی وشادمانی است و امیدوارم همگی ما در هر شهری که هستیم از پیشرفت و تعالی شهرهای دیگر منطقه خوشنود و خوشحال بوده و به آن افتخار کنیم .

2- ای کاش میدانستیم رتبه شهرداری بوکان چند بوده ؟

نظر شما چیست ؟

[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 10:54 ] [ یک شهروند ]

پای درد دل اعضای شورای شهر بوکان

(برگرفته از وبلاگ بو بوکان )

/www.4bokan.blogfa.com

نظر به مباحث پیش آمده طی چند سال اخیر برای شورای شهر بوکان و کم کاری بی سابقه و رکود عظیم فعالیت های شهرداری بوکان در مقایسه با شهرهای همجوار، یکی از اعضای شورای شهر بوکان درددل های خویش را اینچنین با همشهریان عزیز بوکانی در میان گذاشت:

بله داشتم می گفتم... ما خیلی درد و دل و اینها داریم، ما هر روز مجبوریم این همه راه را از منزل تا شورا توی این گرانی بنزین آنهم با ماشین شخصی طی کنیم و از این پله های ساختمان شورای شهر بالا برویم که واقعاً عذاب آور است و ما خسته می شویم، بعدشم برای ما چایی می آورند که آنهم یا پررنگ است یا کمرنگ است، چای خوشرنگ ما توی این شورای شهر تا حالا نوش جان نکرده ایم. حتی باور کنید بعضی وقتها شده که به ما چایی هم نداده اند و اگر داده اند آنقدر دیر بوده که دیگر باهاش حال نکرده ایم.
گاهی یک عده آدم می آیند اینجا و در مورد کوچه و خیابان و این چیزها از ما سئوال می کنند که ما اصلاً حوصله نداریم. عده ای از آنها لباس ست و ترو تمیز به تن ندارند که زیبایی بصری ما را به هم می ریزند و روح لطیف ما را آزرده می سازند.
مشکل دیگری که ما داریم این است که آخه چرا ما باید عضو شورای شهر بوکان باشیم در حالی که شهرهای زیبایی مثل آنتالیا و پاتایا و اینها در دنیا وجود دارد، از این لحاظ خیلی به ما ظلم شده...
عده ای به ما می گویند که چرا شما این نشریات بوکانی را مطالعه نمی کنید تا بیشتر با مشکلات آشنا شوید، مردم عجب توقعاتی از ما دارند، آقا مگر شما دستتان تو خرج نیست؟ پارسال یکی از همین نشریه ها رو که اسمش تلاش بود چی بود از دکه خاله رسول سودا!! کردیم گفت دویست تومان! 200 تومان پای یه نشریه بدیم؟ از کجا بیاریم آقا؟ مگر ما چقدر درآمد داریم؟ اصلاً مگر ما هم نیازی به روزنامه خواندن داریم؟ روزنامه و کتاب مال آدم های ناآگاه است، ما که آگاهی امان کامل است. ببینید ما چقدر مشکل داریم...
یه دفعه یکی از اعضای شورامون با یکی از همین نشریه ها مصاحبه فرمودند و گفتند که می خواهیم حاشیه رودخانه زرینه رود را زیباسازی کنیم« البته میون خودمون باشه ایشون چاخان فرمودند» و بعد از سالها از آن مصاحبه کشف کردیم که رودخانه ای که از بوکان رد میشه سیمینه روده نه زرینه رود! خودمان فهمیدیما!
آقا ما همگی به مغازه و پاساژ علاقه خیلی زیادی داریم دلیل آنهم چنانچه همه می دانند اصلاً و ابداً مال اندوزی نیست، فقط اشتغال زایی است. اصلاً ما در شورای شهرمان یک شعار جدید که در دنیا سابقه نداشته الگوی خودمان قرار داده ایم: مغازه بیشتر، فکر سالم تر! خودمان اولین بار طرح کردیما! حتی قرار است این شعار را تو کتاب گیبسه گینسه چیه، اونجا نصب! ببخشید صبت!! کنند.
عده ای از ما می پرسند چرا شما با شهردارها این همه مشکل دارید و هر سال ده دوازده تا شهردار معرفی می کنید. من نمی دانم چرا این شهردارها همه اش درباره پورجه... پروجی... پروسه... بروسه... شونه اس چیه صحبت می کنند، ما شهرداری می خواهیم که بیاید مثل خودمان خاکی باشد و در مورد خاک و زمین و اینها صحبت کند نه اینکه این کلمات عجیب را به کار ببرد که ما با این همه آگاهی چیزی از آن حالی نمی شویم چه برسد به مردم.
آقا عده ای در این ویبلاگها! که خودمان می دانیم از طرف این مهابادی های آنتی بوکان خط می گیرند هی چیزهایی درباره ما می نویسند که زیاد خوشایندمان نیست، مثلاً ویبلاگهای جیژوان، بوبوکان، بوکان سیتی،فردای بوکان، صدای بوکان و دادگران عجیب دم درآورده اند برای ما.
 اینها هی از ما پارک می خواهند و می گویند شما تنها شورای شهری در دنیا هستید که شهرداری اتان در دوره شما حتی یک پارک هم احداث نکرده. در جوابشان می گویم اولاً اگر پارک می خواهید از این قرتی بازی ها در بوکان خبری نیست، برید یه جای دیگه.
دوم اینکه شما هم مثل ما زرنگ باشید و بروید برای خودتان خانه باغ بخرید و حالش را ببرید که خیلی هم صفایش از پارک بیشترش است. دیگر پارک می خواهید چیکار؟ تازه ما خیلی به فکر محیط دوزیست هستیم. همین چند روز پیش که به ما گفتند این کیوه رش آتیش گرفته بلافاصله خودمان را به محل رساندیم و بعد از اینکه فهمیدیم به خانه باغ های جون جونی امان آسیبی نرسیده بلافاصله برگشتیم و خوابیدیم.
آخه ما خیلی خواب دوست داریم ولی حیف که پارسال همین موقع ها بود خیلی کم خواب شده بودیم. یه چند نفر که فکر کنم فارسی صحبت می کردند از تهران و اینا اومده بودند می گفتند شما تخلب کردید (منظورش تخلف است: تایپیست).
این وبلاگها تازگی ها یک چیز دیگری هم از ما می خواهند که اسم این یکی را دیگر نشنیده بودیم: زیرگذر و روگذر.
جل الخالق این دیگه چیه. این هم از آن چیزهایی است که شهردار قبلی ما بهش بروجه بود چی بود می گفت. ما بهش گفتیم آقا این پل هوایی میدان فرمانداری کفایت می کند چون هم بروجه اس، هم زیر گذره هم روگذر! اگه خواستید از روش گذر کنید، خواستید از زیرش گذر کنید، نخواستیدم اصلاً گذر نکنید همینه که هست!
از ما می پرسند چرا به وضع ورودی های بوکان رسیدگی نمی کنید. ما همچین چیزی اصلاً در ردیف بونجه! طرحهای اُمرانی امان! نیست. دلیلش هم واضح است. ما باید خروجی های شهر را سامان بدهیم تا مردم ترغیب شوند از شهر خارج شده و جمعیت بوکان کاهش یابد و سر و صدا کاهش یافته و ما شبها راحتتر بخوابیم نه اینکه بیاییم این همه پول خرج کنیم و باهاش ورودی ها رو خوشکل کنیم. می دونید با این پول میشه چند تا پاساژ زد و اشتغال زایی کرد؟
می گن آقا چرا این بویجه! شهرداری بوکان نصف دو تا شهر دورو بره. آقا جان ما که قرار نیست از مردم عزیزمان پول بگیریم که چیه باهاش پارک و خیابان و زودگذر و اینها بسازیم. ما باید کم پول بگیریم تا اونا از ما خوششان بیاد و دفعه بعد به ما رای بدن. تو رو خودا حیف نیست ما از مردم نازنین مان پول بگیریم و باهاش پروجه اس چیه! افتتاح کنیم؟ اصلا شهرداری بوکان پول می خواد چیکار. آب و جارو کردن چند تا خیابان و بتن ریزی دو سه تا کوچه که این همه پول نمی خواد. تازه ما بعد از سالها کار و تلاش قراره امسال یه پروسه اس چیه از اینا هم افتتاح کنیم.
بله دیگه منظورم همین پل بزرگ و بین المللی هوایی میدان فرماتداری بوکانه که واقعاً طرح فاخر و بزرگیه و اگه این افتتاح بشه دیگه گور بابای خیابان ساحلی و روگذر میدان استقلال و شهدا و پارک و همه چیز.
چند مدت پیش عده ای به ما گفتند چرا نمی روید برای بوکان بونجه بگیرید ما هم گفتیم نمی خوایم ما که مثل این شهرهای دور و بر الکی طرح و پروجی! راه نینداخته ام تا پول بخواهیم و سمیت! کردن چند تا کوچه که بونجه نمی خواد و اینها. تا بالاخره ولکنمان نشدند و بلند شدیم رفتیم یک جایی که خیلی آدم دور یک میز که روش موز و پرتغال و اینا داشت نشسته بودند. آقا ما هم نشستیم و در حالی که داشتیم چرت میزدیم یکی ما را بیدار کرد و گفت نوبت شماست مشکلات شهرتان را بگو. ما هم تا دو کلمه حرف زدیم- البته به فارسی- همه شروع کردند به خنده و ما هم جایتان خالی کلی دور هم خندیدیم و خلاصه خیلی خوش گذشت و آنجا فهمیدیم که ما خیلی آدمهای شوخ و بامزه ای هم هستیم. بعدش شروع کردیم به موز خوردن و بقیه که از شهرهای دیگه اومده بودن و مشخص بود خیلی بیکارن در مورد بونجه و پروجی  و اینها صحبت می کردن.
بعد جلسه یکی اومد و چند تا موز و پرتغال گذاشت تو یه نایلون و داد دست ما و گفت مشخصه که خیلی موز و پرتغال دوست دارید. ما هم رفتیم حیاط همون جایی که جلسه بود یه گوشه نشستیم و دوباره شروع کردیم به موز خوردن و خاطره تعریف کردن. یه آقای مهربونی که فک کنم خیلی مهم و چیز فهم بود ما رو صدا کرد و گفت آقا شما مشکلی، کمبود اعتباری، پروژه ای چیزی تو شهرتون ندارید که ما کمکتون کنیم؟ ما هم برای اینکه کم نیاریم و آبروی شهرمان را حفظ کنیم و ضمناً این آقا از ما خوشش بیاد، گفتیم که به جان خودمان اگه یک پاپاسی هم از شما بگیریم، اصلاً ما پروجی مون کجا بود تا اعتبارش کم باشه. بعد یادمان آمد که یک پل هوایی قراره افتتاح بشه و گفتیم که یک پل هوایی خیلی زیبا داریم می سازیم که آن هم به حول قوه الهی هیچ کمبود اعتباری نداریم. گفت فقط همین؟ گفتیم فقط همین که نه ما امسال چهار پنج تا کوچه هم قراره که حتماً بتن ریزی بشه. بعدش اون آقا مهربونه به ما خندید و دستور داد که یه چند تا موز دیگه به ما بدن.
خلاصه ما تو این چند ساله خیلی جاها رفتیم، خیلی زجر کشیدیم، این پله ها که واقعاً عذاب آوره. چاییشم که زیاد تعریفی نداره. از تشکر مشکرم که خبری نیست. با این وجود ما کماکان به طرحهای اُمرانیمون! ادامه می دیم و قول می دیم که بعد از بیش از چهار سال فعالیت مصطمر! امسال یک پل هوایی برای شهرمان افتتاح کنیم و چهار تا کوچه دیگه رو هم سمیت کنیم، البته به شرطی که شهردار جدیدمان همکاری نماید در غیر این صورت از ما هیچ انتظاری نداشته باشید!

[ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 9:55 ] [ یک شهروند ]

جوانترها اصلاً نمی دانند کجاست و تنها نامی از آن شنیده اند،آنها هم که پا به سن گذاشته اند خاطرات زیادی از آن شنیده اند، اما جوانان دهه ی 30 و 40 هنوز به یاد سه ماهی سرخ داخل حوض با حسرت از آن یاد می کنند،آنها هم که اکنون در دهه ی هشتم زندگی قرار دارند شاید خاطره تلخ به دار آویختن یکی از مبارزان شهر را در گوشه ای از چشمه ی بزرگ به خاطر داشته باشند؛ اینجا زمانی نماد یک شهر بود.

هنوز هم این قلب بزرگ و بخشنده شهر، آب آشامیدنی بسیاری از ساکنان عروس شهرهای کردستان را تأمین می کند، بدون هیچ چشمداشتی، هیچ گلایه ای.
مدتهاست که منتظر است شخصی، نهادی، دستی به سر و رویش بکشد و این چادر خشتی را که سالهاست بر دوشش سنگینی می کند از سرش بردارد و زیباییهایش را نمایان سازد.اما افسوس که این بار نیز یکی از ادارات عزمش را جزم کرده تا چادری نو برایش بدوزد و با اندکی رنگ و لعاب صاحبانش را که مردم بوکان اند از دیدارش محروم سازد.
مدتی قبل که دور تا دور(( حه وزه گه وره)) را داربست زدند،افراد زیادی با خوشحالی از کنار آن رد می شدند و به هم می گفتند: انگار می خواهند دور حه وزه گه وره دیوار شیشه ای بسازند.
اما چندی نگذشت که اداره آب و فاضلاب به این افراد گفت که الکی دلتان را صابون نزنید، از این خبرها نیست، فقط می خواهیم اندکی این جا را سر و سامان بدهیم و چادرش را عوض کنیم.
رئیس اداره گردشگری و میراث فرهنگی استان چند ماه قبل در بوکان وعده داد که بزودی ((حه وزه گه وره)) و(( قه لای سه ردار)) را به اماکن توریستی و گردشگری بدل خواهیم ساخت، اما اداره آب و فاضلاب پیش دستی کرد و آب پاکی را روی دست همگان ریخت.
اکنون حه وزه گه وره، در حالی که دارند به زور لباس نو بر تنش می کنند، اندوهگین به یار دیرینه ی در حال احتضار خود- قه لای سه ردار- می نگرد و هر دو نگاه سرزنش آمیزی بر جوانان و ساکنان شهر دارند...

http://rozhnews.blogfa.com/post-573.aspx


موضوعات مرتبط: مسائل و مشکلات بوکان
[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 10:39 ] [ یک شهروند ]
نماينده مردم بوکان در مجلس شوراي اسلامي گفت:‌521 ميليارد ريال اعتبار براي اجراي طرح هاي ملي در شهرستان بوکان به تصويب رسيد.
محمد قسيم عثماني روز جمعه در گفت وگو اختصاصي با خبرنگارايرنا،‌ اظهارداشت: اين اعتبارات براي اجراي 12 طرح بزرگ و ملي در بوکان مصوب شده که نسبت به سال گذشته 60 درصد افزايش يافته است.
وي گفت: اين طرح ها شامل سدهاي سيمينه و خراسانه، شبکه آبياري سد سيمينه، شبکه آبياري دشت رحيم خان، توسعه بيمارستان شهيد قلي پور، کنارگذر، تکميل فاضلاب شهري، حوزه علميه امام شافعي، طرح هادي روستايي، آسفالت راه روستايي، ورزشگاه کارگران " امير آباد" و ورزشگاه 5 هزار نفري اين شهرستان است.
عضو کميسيون اقتصادي مجلس همچنين گفت: موافقت اصولي ايجاد دانشکده علوم مالي و حقوقي در اين شهرستان اخذ شده که تحت پوشش وزارت علوم تحقيقات و فناوري و در رشته هاي حقوق، حسابداري و مديريت دانشجو خواهد پذيرفت.
عثماني اخذ نمايندگي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، تاسيس هنرستان کشاورزي، تاسيس دانشگاه جامع علمي و کاربردي، طرح مطالعه راه آهن بوکان - مياندوآب، ايجاد شبکه انتقال آب سد شهيد " کاظمي " به دشت " فيض الله بيگي" ، گازرساني به 15 روستا و شهر سيمينه و اخذ موافقت با ايجاد 15 رشته کارشناسي دردانشگاه آزاد اسلامي از ديگر فعاليت هاي در دست اقدامي است که به زودي شاهد محقق شدن آنان خواهيم بود

موضوعات مرتبط: اخبار بوکان
[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:22 ] [ یک شهروند ]
رييس اداره حفاظت محيط زيست بوکان ازاحياي دوباره تالاب " قره گل " براثرباران هاي بهاري خبر داد.
محمد احمدي روز پنجشنبه درگفت و گو با ايرنا اظهار داشت: بارندگي هاي اخيرباعث شده که رودخانه " سيمينه رود" شهرستان پرشده و از طريق کانال متصل به آن نيز تالاب مزبور به خوبي تامين شود.
وي افزود: طي روزهاي اخير پرندگان مختلفي از جمله اردک سرسبز، چنگر، خروس کولي و فلامينگو دردسته هاي چند تايي در ادامه مهاجرت زمستاني خود وارد آبگيرهاي اين تالاب شدند.
احمدي گفت: با پرآب شدن اين تالاب زمينه حضور تعداد زيادي از پرندگاني همچون حواصيل، قو، غاز، خوتکا فراهم مي شود، که درپي مهاجرت از جنوب به طرف شمال و مناطق سيبري در فصل بهار در اين تالاب و منطقه تغذيه و استراحت مي کنند.
وي تاکيد کرد: هرگاه رودخانه سيمينه رود با خشکي مواجه شود تالاب نيز به تبع از آن دچارخشکي مي شود، ولي درجريان سالهاي اخير و با تلاش اداره منابع طبيعي با اجراي طرح آبخوانداري دراين تالاب تلاش مي شود تالاب حالت دائمي به خود گيرد.
همچنين در اين خصوص رئيس اداره منابع طبيعي بوکان گفت: بزرگترين طرح آبخوانداري جنوب استان آذربايجان غربي در تالاب " قره گول" که يکي از تالابهاي فصلي اين شهرستان است، به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.
فريدن باوفا گفت: يکي از ويژگي هاي اجراي اين طرح را چند منظوره بودن آن از جمله تامين آب کشاورزي و غني کردن سفره هاي زيرزميني ، گسترش فضاي گردشگري دراين تالاب ، توليد و پرورش ماهي و ايجاد يک محيط امن وآرام براي زيست پرندگان مهاجر عنوان کرد.
تالاب قره گل با 300 هکتار وسعت در40 کيلومتري جاده بوکان به مياندوآب واقع شده و يکي از مهمترين مناطق تخم گذاري و زادآوري پرندگان آبزي و کنار آبزي است و درسالهي گذشته جز درفصول تابستان دربقيه فصول داراي آب بود واين تالاب داراي نيزاري است که از پوشش گياهي تالاب بهره‌مند مي‌شود.

موضوعات مرتبط: اخبار بوکان
[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:20 ] [ یک شهروند ]
نماينده مردم بوکان در مجلس شوراي اسلامي گفت: عمليات احداث حوزه علميه امام شافعي کشوردر بوکان به زودي آغازمي شود.
محمد قسيم عثماني روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا،‌ اظهار داشت: حوزه علميه مزبور درزميني به مساحت چهارهکتار و با بيش از 60 ميليارد ريال اعتباراحداث خواهد شد.
وي افزود: با توجه به برنامه ريزيهاي انجام شده ، ازاين ميزان اعتبار تنها افزون بر 30 ميليارد ريال دربودجه سال گذشته تامين شده و ميزان 30 ميليارد ريال ديگر نيز دربودجه سالجاري به تصويب رسيده است.
عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس، از جذب و پذيرش علاقمندان به تحصيل درعلوم ديني براساس ضوابط پذيرش مصوب شوراي مرکزي امام شافعي از جمله اهداف تاسيس اين حوزه ياد کرد.
وي ، حمايت مادي و معنوي از حقوق روحانيون اهل سنت در محدوده فعاليت حوزه امام شافعي، ايجاد زمينه براي گسترش برادري و برابري ديني درمنابع اوليه ديني، داشتن مرکزي واحد براي مذهب امام شافعي کشورمان از ديگر اهداف ايجاد اين حوزه علميه عنوان کرد.
وي گفت: حوزه علميه امام شافعي به صورتي مستقل، غيردولتي، غيرسياسي و در چهار چوب اهداف و برنامه هاي مقرردراساسنامه و با رعايت قوانين و مقررات موضوعي کشور فعاليت خواهد داشت .
[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:18 ] [ یک شهروند ]
 رئيس اداره حفاظت ازمحيط زيست بوکان گفت: دشت " سوتاو " در منطقه حماميان بوکان منطقه شکارممنوع اعلام شده و به پناهگاه حيات وحش تبديل شد.
محمد احمدي روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگارايرنا اظهارداشت: درجريان سفر سوم رييس جمهور وهيات دولت به استان آذربايجان غربي دشت " سوتاو" حماميان منطقه شکارممنوع به منطقه پناهگاه حيات وحش تبديل شد.
احمدي افزود: ارتقاء منطقه شکارممنوع به پناهگاه حيات وحش در راستاي افزايش امنيت منطقه براي حفاظت از " ميش مرغ " پرنده نادر و در حال انقراض اعلام شد.
وي گفت: درمنطقه دشت سوتاو علاوه برمنطقه شکار ممنوع و پناهگاه حيات وحش هم اکنون داراي يک ايستگاه تحقيقاتي ميش مرغ است و براي نجات اين پرنده زيبا از خطر انقراض نيازمند همکاري و حمايت مسوولان است.
هم اکنون دشت " سوتاو" بوکان مهمترين زيستگاه پرنده ميش مرغ در کشور است. اين مکان به دليل شرايط مطلوب و منحصر بفرد خود به مهمترين زيستگاه پرنده نادر " ميش مرغ " در سطح کشور تبديل شده‌است.
دشت سوتاو يک پهنه تپه ماهوري به وسعت 400 هکتار است که در روستاي حماميان از توابع شهرستان بوکان قرار دارد.
ميش مرغ که در زبان محلي " چه رگ" ناميده مي شود پرنده‌اي از خانواده " هوبرگان " است که دردشت‌هاي وسيع بي‌درخت، زمين‌هاي استپي و کشتزاراي پهناور حبوبات و علفزارها زندگي مي‌کند.
اين پرنده داراي گردن و پاهاي کشيده، بالها و منقار پهن و پرهاي رنگارنگ است و روي زمين لانه‌سازي مي‌کند.
ميش مرغ درفصل بهار تخمگذاري مي‌کند و درهر دوره تخم گذاري نيز دو تا چهار تخم مي‌گذارد، پس از 25 الي 27 روز جوجه‌ها به دنيا مي‌آيند.
ميش مرغ يکي از بزرگترين پرندگان ايران است و از نظر شکل و جثه شباهت زيادي به بوقلمون دارد.
درگذشته اين پرنده به صورت پراکنشي درشمال غرب کشور زيست مي کرد ولي هم اکنون بوکان به آخرين پناگاه اين پرنده نادر در سطح کشور تبديل شده است.

موضوعات مرتبط: اخبار بوکان
[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:16 ] [ یک شهروند ]

فرماندار شهرستان بوكان گفت: ورزشگاه 6 هزار نفري اين شهرستان تا پايان سال ‌جاري به بهره‌برداري مي‌رسد.

"حسن عباسي"، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين مطلب گفت: ورزشگاه 6 هزار نفري بوکان با اعتباري بالغ بر 63 ميليارد ريال و در زميني به مساحت 20 هكتار در حال ساخت است.

وي افزود: اين پروژه در حال حاضر از10 درصد پيشرفت فيزيكي برخوردار است.

عباسي با اشاره به سرانه فضاي ورزشي در شهرستان بوكان افزود: هم اكنون سرانه فضاي ورزشي 46 سانتي‌متر مربع است كه با بهره‌برداري از اين ورزشگاه سرانه فضاي ورزشي شهرستان به 62 سانتي‌متر ارتقاء خواهد يافت.

[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:15 ] [ یک شهروند ]
 

فرماندار شهرستان بوكان گفت: درسال‌جاري سيلوي 70 هزار تني بوکان به بهره برداري مي‌رسد.

حسن عباسي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب افزود: ظرفيت ذخيره‌سازي گندم با افتتاح سيلوي 70 هزار تني، از 23 هزار تن به 93 هزار تن افزايش مي يابد.

وي با اشاره به محل احداث اين سيلو اظهار کرد: سيلو 70 هزار تني بوکان در زميني به مساحت 13 هزار و 750 مترمربع در اين شهرستان ساخته مي‌شود.

عباسي ادامه داد: شهرستان بوکان تنها داراي دو سيلو به منظور ذخيره‌سازي 140 هزار تن گندم در سال است.

فرماندار بوکان در خاتمه سخنان با اشاره به اعتبار هزينه شده براي ساخت سيلوي 70 هزار تني در بوکان، اظهار کرد: بيش از 20 ميليارد ريال ميزان اعتبار براي اين پروژه هزينه شده است

[ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10:13 ] [ یک شهروند ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هر وقت به شهر زیبا و جذاب بوکان و مردم خونگرمش و بی توجهی ها و ظلمهای رفته بر این شهر و بی خیالی های مسئولان مینگرم از یک چشم شور و شعف و از چشم دیگر اشک حلقه میزند
بیائید دست در ست هم دهیم
بوکان چشم درراه است
امکانات وب